کد خبر

mojeze1

پیامبر اسلام از درخت خواست به اذن خدا حرکت کند.

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه به شرح معجزه راه رفتن درخت و آمدن به سوی پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در خطبه 192 می پردازند.

شرح خطبه: «اى محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تو ادّعاى بزرگى كردى، كه هيچيك از پدران و خاندانت نكردند، ما از تو معجزه اى مى خواهيم، اگر پاسخ مثبت داده، انجام دهى، مى دانيم كه تو پيامبر و فرستاده خدايى، و اگر از انجام آن سرباز زنى، خواهيم دانست كه ساحر و دروغگويى» پس پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: «شما چه مى خواهيد» گفتند: «اين درخت را بخوان تا از ريشه كنده شود و در پيش تو بايستد» پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: خداوند بر همه چيز تواناست. حال اگر خداوند اين كار را بكند آيا ايمان مى آوريد و به حق شهادت مى دهيد گفتند: آرى، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: من بزودى نشانتان مى دهم آنچه را كه درخواست كرديد، و همانا بهتر از هر كس مى دانم كه شما به خير و نيكى باز نخواهيد گشت، زيرا در ميان شما كسى است كه كشته شده و در چاه «بدر» دفن خواهد شد،  و كسى است  كه جنگ احزاب را تدارك خواهد كرد. سپس به درخت اشاره كرد و فرمود: «اى درخت اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارى، و مى دانى من پيامبر خدايم، از زمين با ريشه هايت در آى، و به فرمان خدا در پيش روى من قرار گير» سوگند به پيامبرى كه خدا او را به حق مبعوث كرد، درخت با ريشه هايش از زمين كنده شده، و پيش آمد كه با صداى شديد چونان به هم خوردن بال پرندگان، يا به هم خوردن شاخه هاى درختان، جلو آمد و در پيش روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ايستاد كه برخى از شاخه هاى بلند خود را بر روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و بعضى ديگر را روى من انداخت و من در طرف راست پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ايستاده بودم، وقتى سران قريش اين منظره را مشاهده كردند، با كبر و غرور گفتند: «به درخت فرمان ده، نصفش جلوتر آيد، و نصف ديگر در جاى خود بماند» پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمان داد. نيمى از درخت با وضعى شگفت آور و صدايى سخت به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) نزديك شد گويا مى خواست دور آن حضرت بپيچد، امّا سران قريش از روى كفر و سركشى گفتند: «فرمان ده اين نصف باز گردد و به نيم ديگر ملحق شود، و به صورت اول در آيد» پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) دستور داد و چنان شد. من گفتم: لا اله الا اللّه، اى رسول خدا من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان آوردم، و نخستين فردى هستم اقرار مى كنم كه درخت با فرمان خدا براى تصديق نبوّت، و بزرگداشت دعوت رسالت، آنچه را خواستى انجام داد. امّا سران قريش همگى گفتند: «او ساحرى است دروغگو، كه سحرى شگفت آور دارد، و سخت با مهارت است». و خطاب به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) گفتند: «آيا نبوّت تو را كسى جز امثال على عليه السّلام باور مى كند»

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید